سال هفتم - ۲۳۶۵
چهارشنبه ۹ شهريور ۱۳۸۴
Aug 31, 2005
ورزش منهاى فوتبال ۱
sLogo.gif
جستجوى پيشرفته
PDF Edition
ورزش منهاى فوتبال
۱ ۲
ورزش جهان
۱ ۲ ۳ ۴
فوتبال ايران
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶
صفحه اول
RSS آرشيو
گفت و گو با محمد عيلرضايى برنده اولين طلاى تاريخ شناى ايران
بايد از خودم جلو بزنم
042708.jpg
محمد شهرابى
خيلى سخت است آدم سه تا مدال آسيايى بگيرد، اما هيچ كس او را در خيابان نشناسد. خيلى سخت است اولين مدال طلاى تاريخ شناى كشور را بگيرى اما وقتى به كوچه و بازار مى روى كسى براى امضا گرفتن جلويت نيايد. شايد اگر فوتباليست  بودى و يك گل هم به خودتان مى زدى مردم از سر و كولت بالا مى رفتند اما حالا براى كسى مهم نيست كه چقدر تلاش كردى تا يك طلا بگيرى و ركورد آسيا را هم بزنى.
روزى ۶ ساعت تمرين فشرده در آب و گذشتن از تمام آن چيزهايى كه هر جوان هم سن و سال تو مى تواند داشته باشد. آخرش هم هيچ. طلا مى گيرى، ركورد مى زنى و روى سكو مى روى بدون اينكه يك مسؤولى، يك كسى پيدا شود يك پيام تبريك خشك و خالى برايت بفرستد. محمد عليرضايى ركورددار قورباغه آسيا اما اين چيزها اصلاً برايش مهم نيست.
او زندگى اينطورى را ترجيح مى دهد تا اينكه مجبور باشد هر روز به خاطر مدالى كه گرفته يا موقعيتى كه دارد از سر و كولش بالا بروند يا هر جا كه مى رود با دست نشانش بدهند. او دوست دارد همان محمدى باشد كه از كودكى بوده و مدال و ركورد و اين جور چيزها زندگى اش را به هم نريزد. اين را در لابه لاى صحبت هايش به خوبى مى توان فهميد.
از كجا شروع كنيم؟
<از اصفهان
چرا از آنجا، مگر اصفهان چى دارد كه بقيه جاها ندارد؟
<خيلى چيزها دارد. من در اصفهان بزرگ شده ام و خانواده ام آنجاست. عادت كرده ام. هر كس از شهر خودش لذت مى برد. اما متأسفانه وضعيت شنايش خوب نيست. استخر نداريم. بگويم اصلاً نداريم بهتر است. شناگران خوبى دارد اما به خاطر اينكه استخر نداريم همه پخش و پلا هستند.
اينكه مشكل همه شهرهاى ايران است.
<نه، اصفهان اصلاً جايى ندارد كه بچه ها جمع شوند. يكى استخر فرهنگيان تمرين مى كند يكى يك جاى ديگر. بدون هيچ برنامه اى. مربى هر كس كه با او كار مى كند، حمايتش نمى كنند، مربى هم هركس باشد كم مى آورد.
تو خودت چطور تمرين مى كنى؟
<در اصفهان تمرين كردن برايم خيلى سخت است. به خاطر همين بيشتر وقت ها در اردو هستم. اصفهان هر وقت مى روم با يكى از دوستان هماهنگ مى كنم سانس خلوت را مى روم تمرين مى كنيم.
بدون هيچ برنامه اى؟
<من برنامه ام بلند مدت است و تقريباً مشخص است. اگر در يك موقعيت قرار بگيرم با مربى تماس مى گيرم و برنامه مى گيرم و اجرا مى كنم. البته مربى بالاسرم باشد يك چيز ديگر است اما مى شود بدون مربى هم تمرين كرد. مى شود مربى كنارت باشد و تمرين نكنى.
و اين برايت دوگانگى به وجود نمى آورد، يك دفعه از شرايط اردو بروى اصفهان و بدون مربى تمرين كنى ؟
< بدون مربى نيستم برنامه ها را اجرا مى كنم با مربى در تماس هستم اما اگر مربى باشد خيلى بهتر است. شنايت را مى بيند، ممكن است در ۵۰ متر، ۵۰ متر با تو صحبت كند و بگويدكه اين مشكل را دارى، بايد اين كار را انجام بدهى. چيزهايى كه خودت هيچ وقت متوجه نمى شوى. فكر مى كنى درست تمرين مى كنى اما اين طور نيست. البته مى توانى يك بخش از تمرينات را انجام بدهى، كارهاى سرعتى، استقامتى اما كارهاى تكنيكى را نمى شود بايد حتماً يك نفر كارت را ببيند.
اصفهان مى روى، مربى كه در تمرينات مى آيد چطورى است. رفاقتى با تو كار مى كند؟
<در اصفهان معمولاً مربى نيست كه بالاى سر من باشد. البته مربى هاى خوبى دارد اما چون حمايت شان نمى كنند از كار زده شده اند. يك جورهايى براى هيچ چيز كار مى كنند. چيزى ندارند، اسم كسى را نمى برم اما يكى از اين مربى ها چند وقت پيش به خاطر مشكلات مالى، كارش را كنار گذاشت. دوستان من كه كوچكتر هستند خيلى خوب كار مى كنند، مربى ها مى گويند اگر به اينها فرصت داده شود و با آنها كار شود، خيلى خوب مى شوند اما اين مشكلات هست.
تو با اين شرايط بدون استخر و بدون مربى، چطور توانستى به اينجا برسى؟
<من يك مقدار شرايطم با بچه هاى اصفهان فرق مى كند. من اكثر وقت هايم را در اردو هستم. شايد فقط دو روز مرخصى داشته باشم.
منظورم گذشته است. قبل از اينكه به تيم ملى بيايى؟
<در همه جاى دنيا در رده هاى سنى پايين روزى دو جلسه تمرين مى كنند. موقعى كه مدرسه هست، روزى حداقل يك نوبت شنا مى كنند اما قبلاً اين طورى نبوديم. در هفته سه جلسه تمرين مى كرديم. تمرينات فقط براى قهرمانى كشور بود. مدرسه كه تعطيل مى شد روزى دو جلسه شنا مى كرديم. وضعيت اصفهان آن موقع كه ما كوچكتر بوديم خيلى بهتر بود. دو سه استخر در اختيارمان بود. صبح در يك استخر و بعدازظهر در يك استخر ديگر تمرين مى كرديم اما الان وضعيت خيلى بد شده، من هم خودم مديون آقاى پازوكى هستم. اولين بار آمدم تهران براى دانش آموزان انتخابى دادم، آن موقع تفريحى تمرين مى كردم. انتخاب شديم. همه ۱۷-۱۵ ساله بوديم. قبلش براى اين انتخابى حدود دو ماه در اصفهان تمرين كرده بوديم. عيد سال ۸۰ بود. دو هفته زير نظر آقاى پازوكى كار كرديم. رفتيم مسابقه، در لوكزامبورگ خيلى خوب شنا كرديم. ركورد ۵۰ متر را يك بار صبح زدم، يك بار بعدازظهر. آقاى پازوكى به من بيشتر توجه كرد. صحبت كرد و گفت اردوهاى بلندمدت داريم. فدراسيون برنامه ريزى كرده بود و مدرسه گرفته بود. سوم دبيرستان بودم ساعت ۷ تا ۹ در آب بوديم، مدرسه مى رفتيم، ساعت سه برمى گشتيم، چهار دوباره در آب مى رفتيم، يك سال اين طورى گذشت. خيلى سخت بود. مسابقه آسيايى رفتيم، اولين دوره رده سنى بود ۲۰۰۱. نمى گويم خوب شنا كردم اما بد هم نبود. ۵۰ متر را خطا كردم. ۱۰۰ متر را نتوانستم ركورد ايران را بزنم. ۱۰/۱ بود و من ۱۱/۱ رفتم باز هم آقاى پازوكى صحبت كرد، گفت تو مى توانى خوب شنا كنى. روز بعد در ۲۰۰ متر، پنجم شدم و ركورد بزرگسالان ايران را زدم، برگشتيم ايران. پيش دانشگاهى بودم خيلى سخت بود به اردو بيايم. برايم مهم بود برگشتم اصفهان. اما به هر نحوى بود حداقل روزى يك جلسه تمرين مى كردم. با آقاى پازوكى و خبازيان در ارتباط بودم. كسى بالا سرم نبود. ساعت ۶ صبح تا يك ربع به ۸ تمرين مى كرديم و با دوچرخه مى رفتم مدرسه. بعضى موقع ها نمى شد. ۹ شب مى رفتم تمرين. كنكور هم بد نشد. كنكور دادم، آقا بهزاد (خبازيان) گفت بيا اردو. يادم رفت بگويم كه بعد از يك سالى كه در اردو بوديم قبل از بازيهاى آسيايى بوسان در مسابقه هاى آسيايى شركت كردم در يوهاى بود. آنجا خيلى خوب شنا كردم. خودم تعجب كردم. ركورد ۵۰ متر را زدم در ۱۷-۱۵ دوم شدم. ركورد ۱۰۰ متر را زدم و دوم شدم. ۲۰۰ متر را نزدم. اما فكر كنم چهارم يا پنجم شدم. آن موقع ركورد ورودى براى بوسان گذاشتند من و حميد مبرز ركورد ورودى آورديم. نمى دانم چرا ، اما اعزام نشديم. ما نمى توانستيم مدال بياوريم اما مسابقه خوبى بود. به هر حال همه اينها گذشت. دوباره بعد از كنكور به اردو آمدم زياد تمرين نكرده بودم اما بدنم خيلى انرژى داشت. برنامه خاصى برايم چيدند. رفتيم ماكائو مسابقه فوق العاده اى بود. تيم نتيجه نگرفت يك مقدار افت داشت اما من خوب شنا كردم و ركورد ۵۰ متر را زدم و دوم شدم. اولين نقره بزرگسالان بود. ۱۰۰ متر چهارم شدم ركورد ايران را زدم اما كمرم آسيب ديد و ۲۰۰ متر را نرفتم. برگشتيم ترم اول دانشگاه بود و مشكلات خيلى زياد بود. اصلاً با من همكارى نكردند. تمرين و درس بود. ترم دوم را آمدم تهران. براى ورودى المپيك تمرين كرديم. ولى واضح بگويم اردوى خوبى نبود. استخر كشورى بود. خوابگاه و بدنسازى نداشتيم. از آزادى به كشورى مى آمديم. روزى فقط يك جلسه تمرين مى كرديم. درس هم بود. براى ورودى المپيك رفتيم ايتاليا. خوب شنا نكرديم. تست ها و ركوردهايى كه در تمرين داشتيم خيلى خوب بود. مربى ها مى گفتند ورودى را مى آوريد. اگر نمى توانستيم آقاى مرادى (رييس فدراسيون) اصلاً ريسك نمى كرد كه بگذارد ما برويم هم هزينه زياد بود، هم اينكه همه دنبال اين بودند كه ما ورودى را مى آوريم يا نه.
ما يك سال بود كه مسابقه نداشتيم و يك سال بود كه در در استخر بد شنا مى كرديم. همين شرايط ما را اذيت كرد. از نظر روحى خوب نبوديم. حميدرضا مبرز برگشت استراليا. من و بابك فرهودى هم برگشتيم. يكى، دو ماه در شوك بوديم كه چى شد و چرا نشد ولى باز هم مربيان صحبت كردند كه پيش مى آيد. حتى خيلى از شناگران مطرح دنيا هم تمرين مى كنند و نتيجه نمى گيرند. قرار نيست هر وقت تمرين مى كنى نتيجه بگيرى. بعضى موقع ها نمى شود. اين ترم و ترم قبل را مرخصى گرفتم. فقط و فقط تمرين كردم. حتى به خانه نرفتم و از اردو و ورزشگاه بيرون نمى رفتم. خيلى خوب و مرتب تمرين كردم. خيلى تمريناتم جديد و به روز بود. آقا بهزاد خيلى براى من زحمت كشيدند. مخصوصاً روزهاى آخر اردو. رشته ام قورباغه بود. خيلى بيشتر به من توجه مى كند. من از نظر تمرينى خيلى ضعيفم.
چرا؟
<چون هيچ وقت نتوانسته ام مرتب تمرين كنم. وقفه افتاده. چهار ماه تمرين كردم. به خاطر درس رفتم. دوباره يك سه ماه تمرين كردم. به خاطر درس رفتم. همه اش اين طورى تمرين كرده ام. مثلاً از ۱۲ سالگى به بعد اصلاً تمرين مرتب نداشتم. به خاطر همين پيشينه تمرينى ام خيلى ضعيف است. بيشتر روى حساب سرعتم خوب شنا مى كنم. اگر از مربيان بپرسيد آنها تأييد مى كنند. چون سرعتم خوب است مى توانم ۱۰۰ متر يا ۵۰ متر را خوب بروم وگرنه از نظر تمرينى و استقامتى ضعيفم. البته آقا بهزاد اين بار با علم به اين مسأله روى استقامت من كار كرد اما باز هم خيلى ضعيفم. حتى نسبت به بچه هاى كوچك تيم هم ضعيفم. خدا را شكر در اين مسابقه ها نتيجه گرفتيم. مسابقه هاى خوبى بود. البته چين تيم نداده بود، ولى ركوردها هست. سال ۲۰۰۳ هم قورباغه روى چين را گرفته بودم. شايد اگر مى آمد يك رقابت بهترى بود ولى فكر مى كنم ركوردم خيلى خوب آمد پايين؛ ۲۰/۲۹ ركورد خوبى است. خيلى خوشحالم. يك طلا گرفتم. در ۱۰۰ متر دوم شدم. ۱۰۰ مترى كه مى توانستم اول شوم. بد شنا كردم اما ركوردم خوب شد. از نظر پيس بندى و تنظيم كردن و... خيلى بد شنا كردم. خوب بود. دوم شدم. با اختلاف ۸ صدم دوم شدم ولى ناراحت نيستم. باز هم تجربه كرديم.
قبلاً مى گفتى براى هيچ مسابقه اى مثل اين مسابقه تمرين نكرده يى. اين مسابقه برايت چه فرقى با بقيه مسابقه ها داشت كه اين قدر برايش وقت گذاشتى و تمرين كردى؟
<دليل اصلى اش اين بود كه در ايتاليا نتيجه نگرفتيم. اين يك شوك بود. گفتم همه ما دو، سه ماهى در شوك بوديم كه چى شد؟ چرا نشد؟ بعد مربى صحبت كرد. به جز مربى خيلى ها با من صحبت كردند كه محمد همين است. ممكن است نشود. صددرصد نيست ممكن است تو تمرين كنى ولى باز هم ريسك دارد. ممكن است تو نتيجه نگيرى يا حريفت بهتر از تو باشد. من به خودم گفتم اين بار محكم تر و بيشتر تلاش مى كنيم تا ببينيم چه مى شود. حالا ما يك جورى تمرين مى كنيم كه بگوييم چيزى كم نگذاشتيم. خيلى خوب تمرين كرديم. دليل اصلى اش ايتاليا بود. ايتاليا نتيجه نگرفتيم. خيلى ناراحت كننده بود ولى آمديم ايران و دوباره تمرين را شروع كرديم. وقفه اى كوچك پيش آمدكه طبيعى بود . ايتاليا اولين مسابقه اى بود كه من بد بودم. همه مسابقه هايى كه رفتم ركورد زدم. فقط ايتاليا نتوانستم اين باعث شد من برگردم و دوباره تمرين را شروع كنم. خيلى متمركزتر از قبل. واقعاً اين بار بيشتر به شنا فكر كردم. گفتم از دانشگاه هم مرخصى گرفتم. البته درست نشد. مى توانستم برگردم اصفهان ولى گفتم مرخصى بگيرم. در اردو بمانم و محكم تمرين كنم. بروم نتيجه بگيرم. نشان بدهم كه مى شود.
طلا و نقره كه گرفتى فكر مى كنى به سقف خواسته هايت رسيده اى؟
< نه. بعد از ايتاليا يكى از صحبت هايى كه شد اين بود كه لازم نيست ورودى بياوريم يا مدال بگيريم يا اول شويم يا به فلان ركورد برسيم. اصلاً مهم نيست. اصل هدف ما پيشرفت كردن بود. فقط پيشرفت كنيم. چه يك صدم، چه سه صدم. شما فكر كنيد مدال آوردن، ركورد زدن، ورودى آوردن، زير فلان ركورد رفتن همه اش در پيشرفت است. اگر هدفت پيشرفت باشد همه آنها به دست مى آيد. مدال قسمتى از پيشرفت است. قبل از اين خيلى در اين باره بحث كرديم. خيلى جاها ناراحت شديم. مخصوصاً در ايتاليا كه ورودى نگرفتيم كه بهزاد خيلى با من صحبت كرد. گفت پيشرفت مهم است. تو از نظر تمرينى پيشرفت كرده اى. بدنت تغيير كرده. من كمى فكر كردم ديدم راست مى گويد. خيلى موقع ها ممكن است يك شناگر دو سال تمرين كند. ۱۰ مسابقه دهد ولى ممكن است در يك مسابقه خوب باشد اما او بايد بداند كه دارد پيشرفت مى كند چون تمرين مى كند. ما تمرين مى كنيم. وزنه مى زنيم. شنا مى كنيم، كه فقط پيشرفت كنيم اما زمانى در شرايطى قرار مى گيرى كه نمى توانى خوب مسابقه بدهى. ممكن است كه موقعيت سفر خوب نباشد در كشورى برود كه به خاطر شرايطش بدنش خوب نباشد. در ارتفاع برود، سرد باشد، گرم باشد، مريض شويم، خوب باشيم، بد باشيم. قرار شد فقط ما پيشرفت كنيم. رمز موفقيت ما هم همين بود. به خودمان گفتيم پيشرفت، پيشرفت، پيشرفت. در هر چيزى شنا، در انعطافى ها، دويدن ها، وزنه زدن ها، فقط پيشرفت. آن هم بدون سقف. اگر سقف مى گذاشتيم به قول معروف اگر ۱۰۰ را نشانه بگيرى ۹۰ را به دست مى آورى اما اگر سقف نگذارى هميشه مى توانى بروى بالا. فكر خيلى خوبى است. آدم ارضا نمى شود. اصلاً خوشحال نيستم چون مى دانم باز هم مسابقه دارم. باز هم تمرين سخت دارم. ممكن است به مسابقه اى بروم كه آخر شوم. مثل مسابقه جهانى كه. جزو ۱۶ نفر اول هم نشدم. به خاطر همين از الان به تمرين فكر مى كنم. مى روم اصفهان دوباره برمى گردم كه تمريناتم را شروع كنم.
اينكه مى گويى براى خودم سقفى نمى گذارم، يعنى المپيك براى تو اهميت ندارد؟
<المپيك مسابقه خوب و بزرگى است. هر كس بتواند وارد آن شود واقعاً افتخار است. ولى بهتر است كه آدم خوب شنا كند . بهتر است بتواند ركوردش را بزند، پيشرفت كند. اين خيلى لذت بخش تر است. بهتر است كه شما خوب شنا كنى تا بروى در يك مسابقه خوب، بد شنا كنى. المپيك همين است. آنهايى كه الان در المپيك مدال مى گيرند از همان اول، اول نبودند. مطمئن باشيد. يان تورپ، مايكل فلپس، اوگن باى، از همان روزى كه در مسابقه ها شركت كردند اول نبودند. واقعاً اول نبودند. آنها از ما بابرنامه تر و مرتب تر كار مى كنند. تعداد مربيانشان خيلى زياد است. تعداد استخرها و شناگرهايشان خيلى زياد است و طبيعى است كه بيشتر شناگر دارند، بيشتر استعداد پيدا مى كنند، بيشتر هم از ما بالا مى روند. به خاطر همين سه فاكتور است. اما بدانيد هيچ شناگرى از همان اول، اول نيست. ممكن است آخر شود. ممكن است ركورد نزند. مايكل فلپس در اين مسابقه ها چند تا مدال آورد اما نتوانست ركورد بزند يا اينكه نتوانست ركورد خودش را پايين بياورد. اين طبيعى است. مايكل فلپس كه در المپيك اول شده بود در اين مسابقه ها دوم شد. ممكن بود حتى سوم شود. آنها هم فقط هدفشان مدال نيست. آنها هم دنبال پيشرفت اند. ما سعى مى كنيم خودمان را شكست بدهيم. سعى مى كنم جلوتر از اين باشم ولى بيشتر خودم را مى بينم كه دارم شنا مى كنم و بايد از خودم بزنم جلو تا بتوانم پيشرفت كنم. ما اكثر شناگران اين طورى فكر مى كنيم. كوچكترها هنوز متمركز نشده اند. من، حميد، شاهين، سهيل، خيلى در اين باره صحبت مى كنيم. همه مان همين طور فكر مى كنيم. واقعاً هم سعى مى كنيم. سهيل و شاهين خيلى خوب تمرين مى كنند. حميد با شرايطى كه در استراليا دارد همه سعى اش را مى كند. مى دانم كه بيشتر از اين نمى تواند. خود من هم همه سعى ام را مى كنم. من از خيلى مسائل مى گذرم تا به تمرين برسم. در جلسه اى با آقاى مرادى، او گفت فكر نكنيد به جايى رسيده ايد. شما تازه وسط راه هستيد. واقعاً هم ميانه راه هستيم كه تا رسيدن به آخر آن خيلى راه داريم. تمريناتمان را سخت، فشرده و بيشتر مى كنيم.
بيشترين مدال بين المللى را تو دارى؟
<بين المللى را نمى دانم اما بيشترين مدال آسيايى را من دارم. پنج مدال انفرادى، يك مدال تيمى.
با توجه به اين مسائل جايگاه تو در شناى ايران كجاست؟
<من كوچيك شناى ايرانم. شناى ايران الان خيلى خوب شده. رك مى گويم. اگر من يك ماه تمرين نكنم در ايران اول نمى شوم محمد دلجو چند بار مرا گرفته. واقعاً امنيت نداريم. خيلى موقع ها در ليگ اول نمى شوم. اصلاً محمد دلجو شناگر خوبى است و جاى زيادى براى پيشرفت دارد. بكتاش قيدى شناگر قديمى خوب شنا مى كند. شناگر اول بايد تمرين كند. شناگر آخر هم بايد تمرين كند. هيچ فرقى نداريم.
به مسابقات كه مى رويد با شناگران خارجى زندگى مى كنيد. آنها چه تفاوتى با شما دارند؟
<هيچى. هيچ تفاوتى نيست. تنها تفاوت در تمرينات، نحوه تمرين كردن و خواستن است. مربيان و ما همه فكر و ذكرمان اين است كه به كوچكترها بگوييم كه بخواهند، بروند و نترسند. بخواهند ، مى توانند. فرق ما با آنها فقط در همين است. البته از اين به بعد بهتر مى شود. ما مدال آورديم. خيلى خوب شد كه كوچكترها ديدند كه مى شود. حالا كه آنها بهتر تمرين مى كنند، يك مقدار با ذهن روشن تر ادامه مى دهند. واقعاً هيچ فرقى نيست. شايد در بعضى مواقع از نظر فيزيكى ما بهتر از آنها باشيم . فكر مى كنم پشت سكو ديديد كه من از همه قد بلندتر بودم. بچه ها خيلى خوبند. حميد، سهيل، شاهين و حتى كوچكترها از نظر فيزيكى خيلى خوب هستند. واقعاً شناگران ديگر اين فيزيك را ندارند. فقط خواستن مهم است. بايد بخواهى، تمرين كنى، موقع تمرين هم تصوير مسابقه در ذهنت باشد. از ۶ يا ۷ كيلومترى كه تمرين مى كنى بايد فكر كنى مسابقه است و يك نفر كنارت است بدانى كه چه كار بايد بكنى. همه فكر و ذهنمان همين است. هم من و هم مربيان. مربيان هم بيشتر. اميدوارم بهتر از اين شود و مى شود. ما چند مدال خوب آورديم. اين يك شوك بود براى تيم ما، شوك خيلى خوب، فكر مى كنم ما چند لول بالاتر برويم و در مسابقه آينده پيشرفت كنيم و مدال بگيريم.
آنها چطور در اردوهايشان تمرين مى كنند؟
<حالت اردوى ما خوب نيست. خيلى يكنواخت است. اردوهاى ما اين طور نيست كه يك هفته در يك كشور اردو بزنيم. فايده ندارد چون ميكروسيكل تمرينى ما حداقل سه هفته است. يعنى اگر بخواهيم يك تمرين ساده را تمام كنيم سه هفته وقت لازم داريم. يعنى در هفته ۹ جلسه. نزديك به ۲۵ تا ۳۰ جلسه تمرين. براى آن بايد اردوى بلند مدت بزنيم كه هزينه بر است و فدراسيون از پس هزينه آن برنمى آيد. بودجه ما صرف اردوها و سفرها مى شود. اردوهايى كه در تهران هست هم خيلى هزينه دارد. تعداد ورزشكاران هم زياد است. حتى اگر از هر دو نفر يك نفر انتخاب شود براى واترپلو بايد نزديك به ۳۰ نفر به اردو بيايند. حساب كنيد ۳۰ نفر براى سه ماه در اردو باشند چقدر هزينه دارد. هزينه خوابگاه، غذا، اياب و ذهاب، وسائل تمرين، مربى و... نداريم، بودجه نيست. ما سعى مى كنيم با اين شرايط پيشرفت كنيم. خدا را شكر پيشرفت هم مى كنيم اما اگر از نظر مسابقه ساپورت شويم بهتر از اين هستيم. در مسابقه ها ديديد روز اول ۱۰۰ متر ۵/۱ شنا كردم. روز بعد ۴/۱ و عصر همان روز ۴/۱ تخت رفتم . يك صدم زير آن شنا مى كردم مى شد ۳/۱. اين نشان مى دهد ما بايد مسابقه بدهيم. در توان فدراسيون نيست. فدراسيون تلاش مى كند و سعى مى كند تا يك كار خوب را براى همه انجام دهد. اين كار بهتر از اين است كه يكى، دو يا سه نفر را دست چين كند و بگويد فقط اينها. يك روزى شايد من بروم. يك روز من مى روم. يك روز حميد مى رود. مثل دو سالى كه حميد در استراليا بود و شنا نمى كرد. پروانه ايران خوابيده بود. يك نفر با پروانه معمولى در ايران اول مى شد. من بروم كنار. البته قورباغه خوب است. اما اكثراً همين طورند. اگر من مى آمدم و دلجو نمى آمد همه آمدند شانس شان را امتحان كنند. ما براى اين مسابقه يك انتخابى داديم. من انتخابى دادم و شناگر كوچك مان هم انتخابى داد. اين باعث مى شود تا همه فكر كنند مى توانند بيايند در مسابقه. همه تمرين كنند. فدراسيون هم سياستش همين است، مى آيد يك شرايط بهتر از قبل را براى همه ايجاد كند. اين وضعيت بهتر از اين است كه شرايط فقط براى دو سه نفر مهيا باشد.
با توجه به اين مدال ها و سقفى كه رسيده اى اين اردوها و مربيان در ايران براى تو كافى است ؟
<من رك بگويم از نظر مربى مشكلى نداريم اما در همين مسابقه ها مربى تيم كويت يك امريكايى برزيلى الاصل بود. مربى خيلى بزرگى است. اين به آقاى خبازيان مى گفت تو چه كار كردى؟ چه جورى؟ كجا اردو زدى؟ بهزاد گفت ما اردو در تهران زديم. از نظر تمرينى مشكلى نداريم. خوشبختانه تيمى پر از استعداد داريم. ما كوچولوهاى مان خيلى خوبند. سعيد آشتيانى برادر سهيل، خيلى خوب است. محمد دلجو، پاشا سرعتش فوق العاده است. آقاى خبازيان همه وقتش را گذاشته. خودش شناگر بوده. الان هم در دوره دكترا تحصيل مى كند. خيلى آدم بازى است. بهزاد هم مى تواند بهتر از اين باشد. آدمى است كه فكر نمى كند خوب شده بايستد. او هم دنبال پيشرفت است. همان قدر كه ما دوست داريم پيشرفت كنيم او هم دوست دارد پيشرفت كند.
در اين مسابقه ها شرايطى به وجود آمد كه استرس تو را بگيرد؟
<بله. من دلهره داشتم. به خصوص در مسابقه اولم. يك سال و سه ماه بود مسابقه نداده بودم. به خاطر دانشگاه. اضطراب از اين بود كه نتوانم آن طور كه تمرين كرده ام، خودم را نشان دهم.
ديده ام قبل از مسابقه موسيقى گوش مى دهى دليل خاصى دارد؟
<براى اينكه به شنا فكر نكنم. به خاطر همين موسيقى گوش مى كنم. گرمم مى كند. آهنگ هاى تند گوش مى دهم. البته به ائمه هم ارادت دارم. قبل از مسابقه معمولاً از حضرت على كمك مى خواهم كه خيلى هم به من كمك مى كند. البته يا ابوالفضل هم مى گويم. هرچند اين ذكر مختص آقاى رضازاده است.
اينكه اين همه مدال مى گيرى اما كسى تو را نمى شناسد و برايت منفعت مالى ندارد ناراحت كننده نيست؟
<شناگرانى كه الان خوب هستند به خاطر مشهور شدن و پول نيامده اند. پول درآوردن خيلى راحت است. هيچ كدام به خاطر اين مسأله شروع نكرده ايم و به خاطر آن هم تمامش نمى كنيم.
تازه من آدمى نيستم كه دنبال شهرت باشم. هر وقت با دوستانم مى رويم بيرون يا جايى جمع مى شويم من از آنها مى خواهم كه به غريبه ها معرفى ام نكنند. دوست ندارم به خاطر وزرشكار بودنم مورد توجه قرار بگيرم.

عليجانى پس از تخريب پيست دو و ميدانى اهواز:
تربيت بدنى از يك مشاور غيربومى
استف
ايسنا- به نظر عيدى عليجانى عضو هيأت رييسه فدراسيون دو و ميدانى، بعد از تخريب پيست دو و ميدانى ورزشگاه تختى اهواز، امكان بازسازى اين پيست بسيار كم است. او مى گويد: « اگر مسؤولان كمى صبر مى كردند مى شد به راحتى ظرف مدت كوتاهى پيست را جمع آورى كرد و در جايى ديگر مورد استفاده قرار داد. اين پيست بعد از پيست ورزشگاه آزادى تهران، تنها پيست المپيكى و استاندارد كشور است و تخريب آن كار غير كارشناسانه اى بوده است. در استان خوزستان كارشناسانى زبده وجود دارند كه درباره تخريب و بازسازى اماكن ورزشى بتوانند نظر بدهند ولى متأسفانه اداره كل تربيت بدنى از يك مشاور غيربومى و بعضاً ناآگاه نسبت به مسائل ورزشى استان استفاده كرده و اين امر باعث به وجود آمدن چنين وضع اسفناكى شده است.» عليجانى ادامه مى دهد: «با توجه به بازديدى كه از زمين و پيست داشته ام و همچنين طرح ارائه شده از سوى اداره كل براى بازسازى، اگر قرار باشد زمين چمن، بالا آورده شود و به سمت جايگاه ويژه متمايل شود اين امكان وجود دارد كه زمين دو و ميدانى محوريت خود را از دست بدهد و نتوان در بازسازى مجدد آن، استانداردهاى قبلى را تكرار كرد. در حال حاضر علاوه بر از بين رفتن پيست دو و ميدانى محل برگزارى تمرينات رشته هاى پرش طول و پرش سه گام نيز آسيب جدى ديده كه احتمال بازسازى آن بسيار ضعيف است. در حال حاضر رودخانه كارون در حال لايروبى است و با پايان يافتن اين امر امكان آبگرفتگى مجدد زمين شماره يك تختى اهواز تقريباً غير ممكن است و بالا آوردن زمين چمن كار بيهوده اى است.» او مى گويد:« شخصاً تا ساخت يك پيست جديد براى استان خوزستان كه مهد دوهاى سرعت بوده است پيگير اين مسأله خواهم بود و از مسؤولان ورزشى استان مخصوصاً مدير كل تربيت بدنى استان خوزستان اين گلايه را دارم كه چرا از دست اندركاران رشته دو و ميدانى نظرخواهى نكرده اند و بدون اطلاع آنان دست به تخريب پيست زده اند.»
برنامه كامل نمايندگان ايران در مسابقه هاى دو و ميدانى قهرمانى آسيا
عسگرى اولين دونده ايران در پيست
ايسنا- شانزدهمين دوره مسابقات دووميدانى قهرمانى آسيا از فردا با حضور حدود يك هزار ورزشكار و در شهر ايچه اون كشور كره جنوبى برگزار مى شود.  ۳۲ كشور آسيايى تيم هاى دووميدانى خود را براى حضور در مسابقات قهرمانى آسيا به ايچه اون كره جنوبى اعزام كرده اند. تيم ايران نيز در اين دوره از مسابقات با  ۱۲ ورزشكار و يازده نفر همراه به كره جنوبى رفته تا نسبت به دوره گذشته اين مسابقات كه تنها به يك مدال نقره دست پيدا كرد، نتيجه بهترى بگيرد.

برنامه مسابقه هاى ايرانى ها:

پنجشنبه: در اولين روز مسابقات دووميدانى قهرمانى آسيا  پنج ورزشكار ايرانى با حريفان خود به رقابت مى پردازند. روح الله عسگرى در دور مقدماتى دوى  ۱۱۰ متر با مانع ساعت  ۳۰:۱۱ به وقت تهران به مصاف حريفان خود مى رود. محمد عاكفيان و رضا بوعذار از ساعت  ۱۳ به وقت تهران در دور مقدماتى دوى  ۴۰۰ متر رقابت خود را آغاز مى كنند و عباس صميمى و احسان حدادى نيز در همين ساعت براى كسب مدال در پرتاب ديسك رقابت مى كنند. در صورت حضور احسان مهاجر شجاعى در دوى  ۱۵۰۰ متر، دور مقدماتى اين رشته نيز در روز اول برگزار مى شود. صبح روز دوم هيچ ورزشكار ايرانى مسابقه ندارد، اما بعدازظهر مرحله نهايى دوى  ۱۱۰ متر با مانع برگزار مى شود. روح الله عسگرى در صورت حضور در فينال ساعت  ۴۵:۱۲ به وقت تهران به مصاف حريفان مى رود. مرحله نيمه نهايى دوى  ۴۰۰ متر ساعت  ۱۳ به وقت تهران برگزار مى شود. رضا بوعذار و محمد عاكفيان در صورت حضور در اين مرحله با حريفان به رقابت مى پردازند. مرحله مقدماتى دوى  ۴ در  ۴۰۰ متر امدادى با حضور محمد عاكفيان، رضا بوعذار، احسان مهاجر شجاعى و سجاد مرادى ساعت  ۴۰:۱۵ به وقت تهران برگزار مى شود. روز سوم با رقابت  هادى سپهرزاد براى تيم ايران آغاز مى شود. سپهرزاد اولين مرحله ماده دهگانه را ساعت  ۳۰:۶ دقيقه به وقت تهران در دوى  ۱۰۰ متر آغاز مى كند. پس از آن ساعت  ۷ صبح به وقت تهران رقابت دور مقدماتى دوى  ۸۰۰ متر با حضور سجاد مرادى برگزار مى شود. همچنين در ادامه هادى سپهرزاد مراحل دوم و سوم دهگانه را در رشته هاى پرش طول و پرتاب وزنه انجام مى دهد. مسابقات عصر روز سوم نيز با حضور محسن ربانى در پرش با نيزه آغاز مى شود. مسابقه ربانى ساعت ۱۲ به وقت تهران در رشته پرش با نيزه است. هادى سپهرزاد در پرش ارتفاع چهارمين مرحله دهگانه را برگزار مى كند و در همين زمان فينال دوى ۴۰۰ متر برگزار مى شود كه در صورت حضور بوعذار و عاكفيان، دوندگان ما بايد با حريفان خود براى كسب مدال تلاش كنند. سجاد مرادى در صورت حضور در مرحله نيمه نهايى ۸۰۰ متر ساعت ۱۳ به وقت تهران به مصاف حريفان مى رود. همچنين ايوب آرخى در همين ساعت در فينال پرتاب نيزه حضور مى يابد و در آخرين مسابقه روز سوم، هادى سپهرزاد در دوى  ۴۰۰ متر، مرحله پنجم مسابقه خود را برگزار مى كند. مسابقات صبح روز پايانى در سه مرحله ( ۱۱۰ متر با مانع، پرتاب ديسك، پرش با نيزه) با حضور هادى سپهرزاد برگزار مى شود. سيد مهدى شاهرخى و امين نيك فر براى كسب مدال ساعت  ۱۱ به وقت تهران رقابت مى كنند. نهمين مرحله مسابقات دهگانه در رشته پرتاب نيزه در همين ساعت است و پس از آن سجاد مرادى در مرحله فينال دوى  ۸۰۰ متر و در ساعت  ۱۲ روز يكشنبه به وقت تهران با حريفان خود مسابقه مى دهد. هادى سپهرزاد ساعت  ۱۳ به وقت تهران آخرين مرحله دهگانه را برگزار مى كند و در پايان تيم  ۴ در  ۴۰۰ متر ايران در صورت حضور در فينال، براى كسب مدال رقابت مى كند.

تيم بسكتبال فرش مشهد در سوپر ليگ بازى مى كند
فرش در آخرين دقايق آمد
ايران ورزشى _ تيم بسكتبال فرش مشهد در آخرين روزهاى قبل از شروع ليگ تصميم به ماندن گرفت. مشهدى ها پارسال سرمايه گذارى خوبى در بسكتبال داشتند اما با بدشانسى در بازيهاى حساس نتوانستند امتياز بگيرند. اين تيم براى وارد كردن شوك به بازيكنان حتى كادر فنى را هم عوض كرد اما اين تيم باز هم نتيجه نگرفت. امسال با شروع فصل نقل و انتقالات، از مشهد خبرهاى بدى مى رسيد. حتى گفته مى شد كه آنها قصد فروش امتياز سوپرليگ را به تيم مهرام دارند اما موضعگيرى صريح فدراسيون و مخالفت آشكار مقامات بسكتبال با اين كار مشهدى ها را از صرافت واگذارى امتياز وا داشت. روز دوشنبه مسؤولان باشگاه فرش مشهد در جلسه  اى مطبوعاتى تصميم خود را براى حضور دوباره در ليگ اعلام كردند. هر چند از بعضى بى مهرى ها گله مند بودند اما اعلام كردند كه براى حفظ سهميه استان مى آيند. به گزارش ايران ورزشى از مشهد، ابراهيمى عضو هيأت مديره اين باشگاه با ترسيم خط مشى جديد باشگاه در اين باره گفت: «امسال مى خواستيم كه امتياز تيم را به شركت ديگرى واگذار كنيم اما زمانى كه بحث خروج امتياز تيم مطرح شد تجديد نظر كرديم و تصميم به حمايت مجدد گرفتيم. ما اصلاً حاضر به تيمدارى آن هم با اين هزينه نبوديم چون حضور ما اصلاً براى اين كار نبود، بنابراين وقتى ديديم ادامه مسابقات و تيمدارى از عهده ما خارج است تصميم گرفتيم كه تيم را به ديگران منتقل كنيم ولى سراغ هر شخصيت حقيقى و حقوقى رفتيم هيچ كس قبول نكرد. از آن طرف هم فدراسيونى ها گفتند فرش با فروش تيم مى خواهد جيب خود را پر كند كه اين نسبت به ما بسيار ناگوار آمد.» در اين جلسه عباس مستشارى عضو ديگر هيأت مديره ضمن انتقاد از مسؤولان فدراسيون در بى توجهى به انتخابات هيأت بسكتبال خراسان گفت: «صحبت هاى مسؤولان فدراسيون در خصوص انتخابات هيأت بسكتبال باعث تأسف من  شد چرا كه رييس فدراسيون بسكتبال بر خلاف اكثر رؤساى فدراسيون ها به ورزش شهرستان ها بى توجه است.» مستشارى درباره وضعيت امسال فرش عنوان كرد: «فرش مشهد تنها تيمى است كه با ياران بومى بازى مى كند و نبايد از اين تيم انتظار زيادى داشت. در حال حاضر ۵ بازيكن از تيم ما جدا شده اند و هر بازيكن ديگرى كه بخواهد برود براى دريافت رضايتنامه هيچ مشكلى ندارد به شرط اينكه حق و حقوق باشگاه را بپردازد.» تيم بسكتبال فرش مشهد امسال با مجيد ولى پور به عنوان سرمربى، جواد كيوانى به عنوان كمك مربى، عليرضا بهشتى به عنوان مدير امور اجرايى و عبدالله كريم زاده به عنوان سرپرست در گروه اول رقابت هاى سوپرليگ شركت مى كند.

توماج: از خودم انتقاد كردم نه مهرام
ايران ورزشى- توماج كريميان بازيكن فصل قبل تيم بسكتبال مهرام درباره انتقالش به پيكان تهران حرف هايى زد كه به نظر مى رسد براى باشگاه مهرام سوء تفاهم ايجاد كرده است. توماج به ايران ورزشى گفته كه هرقدر امسال شرايط بدى داشته باشد از پارسال بدتر نبوده و مهرام همه اين حرف ها را به خود گرفته كه اين بازيكن از سيستم و شرايط تيم سابق انتقاد كرده است در حالى كه توماج در تماسى با روزنامه ايران ورزشى مى گويد كه اصلاً چنين منظورى نداشته است: «بحث من بر سر بسكتبال خودم بود كه با همه تلاشى كه كردم آن طور كه مى بايست از نظر فنى نتوانستم انتظارات را برآورده كنم و خيلى پايين تر از سطحى كار كردم كه از خودم انتظار داشتم. من از باشگاه انتقاد نمى  كردم و منظورم شرايط قبلى تيمم بوده است.» توماج كريميان قرار است امسال در باشگاه پيكان بازى كند.

دانش آموزان به خط پايان رسيدند
ايران ورزشى - پس از ۹ روز رقابت ۱۷۰۰ دانش آموز پسر در رامسر، آخرين مرحله مسابقات قهرمانى دانش آموزان در تابستان جارى به پايان رسيد.در دوچرخه سوارى مهرداد وارسته دوچرخه سوار خراسان در مارپيچ كوچك، مختلط تيمى و حمل طناب با ۱۱۰ امتياز به مقام قهرمان قهرمانان دست يافت.در تيمى نيز تيم خراسان رضوى با كسب ۱۰۷ امتياز قاطعانه قهرمان شد.در هندبال، اردبيل با نتيجه ۲۰ بر ۱۲ بر مازندران پيروز شد و به قهرمانى رسيد. در بسكتبال هم بين دو تيم تهران و شهرستان هاى تهران فينال را برگزار كردند كه تهرانى ها با نتيجه ۴۰ بر ۲۵ بر شهرستان هاى تهران پيروز شدند.در واليبال بازى نهايى بين دو تيم هرمزگان و تهران برگزار شد كه دانش آموزان جنوبى در سه ست پياپى بر دانش آموزان پايتخت نشين غلبه كردند.در دو و ميدانى و در مجموع تيمى، بوشهر با ۳۶ امتياز قهرمان شد.