سال هفتم - شماره۲۲۹۵
پنجشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۴
Jun 9, 2005
فوتبال ايران ۱
sLogo.gif
PDF Edition
ورزش منهاى فوتبال
۱ ۲
ورزش جهان
۱ ۲ ۳
فوتبال ايران
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶
صفحه اول
آرشيو
در حاشيه هاى طلايى، حاشيه هاى خاكسترى
و سرانجام خاتمى آمد

ايران ورزشى- اينجا فضا را نمى شود توصيف كرد. مثلاً نمى شود گفت وقتى رييس جمهور وارد ورزشگاه شد چه اتفاقى افتاد. بله او آمد. وقتى آمد كه كسى خبر نداشت. وقتى آمد كمتر كسى او و محافظانش را ديد اما وقتى وارد ورزشگاه شد لحظه يى تاريخى اتفاق افتاد. وقتى چهره اش روى اسكوربورد ورزشگاه نقش بست، سرانجام سيدمحمد خاتمى در ورزشگاه آزادى ديده شد. براى او دست مى زدند. ديگر صداى هيچ چيز و هيچ كس نمى آمد؛ فقط تشويق براى رييس جمهورى كه مى خندد.

عابدزاده و همسر برانكو دير آمدند
وقتى احمدرضا عابدزاده آمد دور و برش خيلى شلوغ شد. همه ريختند از او عكس و امضا بگيرند اما وقتش نبود. دقايقى ديگر بازى شروع مى شد. او خيلى سريع خودش را به VIP رساند تا هيچ چيز را از دست ندهد. لحظاتى بعد همسر برانكو ايوانكوويچ هم از راه رسيد. او هم به همين جايگاه رفت تا بيبند همسرش در مقابل بحرين چند مرده حلاج است.

دوستت داريم
مهندس مهرعليزاده رييس سازمان تربيت بدنى و معاون رييس جمهور ۵ دقيقه زودتر از سيدمحمد خاتمى وارد ورزشگاه شد. وقتى او وارد شد كارمندان سازمان كه اغلب خانم بودند براى او دست تكان دادند و تشويقش كردند. آنها مدام مى گفتند: «مهرعلى دوستت داريم...» شلوغ بود. كسى متوجه تبليغات انتخاباتى نبود.

بليت ۳۰ برابر قيمت
عقربه ها، ساعت ۱۸ را نشان مى دهد و ورودى غربى ورزشگاه آزادى بسيار خلوت است. اكثر طرفداران از ساعاتى قبل خودشان را رسانده اند، پس دليلى نيست كه خيابان هاى اطراف شلوغ باشد. حدود ۳۰ - ۴۰ طرفدار مقابل در ورودى غربى پرسه مى زنند. آنها اصلاً حدس نمى زدند كه بليت گيرشان نيايد. بعضى ها مى گفتند بليت مى خريم و بعضى ها فرياد مى زدند بليت «۳۰ هزار تومان!» اين هم از بازار سياه.

تمام دوربين هاى زمين
تعداد عكاسان در پيست تارتان آزادى به قدرى زياد است كه كف پيست ديده نمى شود! حساسيت بازى ايران و بحرين باعث شده بود از خبرگزارى هاى خارجى هم عكاسان و خبرنگاران زيادى به ورزشگاه بيايند. تعداد دوربين هاى تلويزيونى هم با تعداد عكاسان برابرى مى  كند، تعدادى از اين دوربين ها در خارج از ورزشگاه كمين كرده اند و مدام با مردم عادى صحبت مى كنند. همه مردم مى گفتند ايران برنده است.

امنيت ۲۰
حضور رياست جمهورى، سيدمحمد خاتمى در آزادى به خودى خود تدابير امنيتى را بالا مى برد. ديروز تماشاچيان و خبرنگاران چندين بار از سوى مأموران تفتيش بدنى شدند تا مبادا توپ، تانك،  مسلسل و... همراه خود داشته باشند.

يك درگيرى عادى
يك لحظه جلوى در ورودى غربى شلوغ مى شود. صداى داد و بيداد چند آدم به گوش مى رسد. كمى نزديك تر كه مى رويم دو نفر را مى بينيم كه به جان هم افتاده اند. اين درگيرى براى دوربين هاى خارجى يك سوژه داغ است ولى براى ما... خدا را شكر بعد از دقايقى كسانى كه درگير شده بودند بى خيال شدند.

درگيرى جلوى جايگاه
جلوى جايگاه خيلى شلوغ است و به خبرنگاران و ميهمانان ويژه اجازه ورود نمى دهند. يكى از تماشاگران سعى دارد به سردار طلايى برسد كه مأموران انتظامى او را مى زنند اما طلايى دست اين تماشاگر را مى گيرد و سعى دارد با بدنش مانع كتك خوردن او از سربازانش شود اما سربازان هم به حرف فرمانده خود توجهى ندارند.

گارد رياست جمهورى درها را بست
ده دقيقه قبل از ورود خاتمى نيروهاى گارد رياست جمهورى درهاى جايگاه را بستند و بسيارى از ميهمانان ويژه و خبرنگاران پشت درهاى جايگاه ماندند. گارد ويژه حتى به مسؤولان فدراسيون، حراست سازمان و نيروى انتظامى هم اجازه نزديك شدن به جايگاه را نمى داد.

عكس يادگارى ممنوع
صحنه خنده دارى بود، وقتى چند مرد مى خواستند با خانم هاى بازيگرى كه به ورزشگاه آمده بودند عكس بگيرند. آنها وقتى به خانم ها نزديك شدند با «لگد» به پايين پرتاب شدند تا سرى بعد از اين فكرها به سرشان نزند.

سوت روى سرود
وقتى بلندگوهاى ورزشگاه سرود ملى بحرين را پخش مى كرد صداى هر چيز به گوش مى رسيد الى سرود! طرفداران تيم ملى بدجور دلشان مى خواست انتقام چهار سال پيش را بگيرند، به همين خاطر حتى دوست نداشتند سرود ملى بحرين را بشنوند و مدام سوت مى زدند.

گل
وقتى ضربه محمد نصرتى به تير دروازه بحرين خورد همه به نيت گل از جايشان بلند شدند. اين صدا در يك لحظه شنيده شد: «گل!» اما لحظه يى بعد همه آهى كشيدند. حيف شد.

ميرزاپور نزديك بود
عجب اشتباهى كرد ميرزاپور، وقتى در دقيقه ۱۳ روى كاشته طلال يوسف و ضربه سر مرزوقى از دروازه خارج شد تا توپ را بگيرد نزديك بود ايران يك گل بخورد اما به خير گذشت.بعد از اين صحنه فقط يك صدا به گوش مى رسيد: «بقره، بقره». طرفداران با اين كلمه به بحرينى ها اعتراض مى كردند.

سوت روى ناسوت
در پشت محوطه بحرين مهدى مهدوى كيا سرنگون مى شود، لحظاتى بعد همين بلا سر دايى هم مى آيد. داور اما اعتقادى به خطا ندارد. همين مسأله كافى است تا طرفداران با سوت هاى ممتد به داور اعتراض كنند. الان دقيقه ۲۰ بازى است.

شب پرستاره
ديروز تا دلتان بخواهد هنرى، ورزشى، سياسى و... به آزادى آمده بود. هادى ساعى وقتى وارد ورزشگاه شد با خوشامد گويى از بلندگوهاى ورزشگاه مواجه شد. بازيكنان تيم ملى فوتسال هم همين طور. اغلب آنها از سوى طرفداران تشويق شدند. مخصوصاً وحيد شمسايى كه با كلى آدم دست داد! فوتساليست ها كاپ قهرمانى فوتسال آسيا را هم آورده بودند.

هو
۴۰ دقيقه مانده به شروع بازى، بازيكنان بحرين وارد زمين شدند تا گرم كنند اما وقتى وارد چمن شدند با سوت هاى مكرر تماشاگران مواجه شدند و سردرگم به رختكن برگشتند. بار دوم اما چنين اتفاقى نمى افتد. آنها همراه ملى پوشان ايرانى وارد زمين مى شوند و راحت گرم مى كنند و از هو شدن خبرى نيست.

رحمان را راه نمى دادند
خيلى جالب است. مأموران حراست، رحمان رضايى را نمى شناسند. در حالى كه او به همراه مهرداد ميناوند و مهدى پاشازاده قصد داشت وارد ورزشگاه شود مأموران جلويش را گرفتند و گفتند: »بفرماييد بيرون!» هرچه رحمان اصرار مى كرد مأموران مخالفت مى كردند اما با ارايه چند كپى شناسنامه، كلى فيلم بازيهاى ملى و همچنين شهادت ميناوند، پاشازاده و طرفداران او را به ورزشگاه راه دادند. البته رحمان گفت هرگز حركت زشت مأمورى كه او را به بيرون هل داد فراموش نمى كند.

اشك هاى همسر برانكو
همسر برانكو يكى از تماشاگران مسابقه ايران - بحرين بود. او در كنار تماشاگران خانم حاضر در استاديوم آزادى نشسته بود و البته پس از گل تيم ملى هيجان زده شد و زد زير گريه اما او چند دقيقه بعد بلند شد و تك تك تماشاگران خانم را بغل كرد تا به نوعى شادى اش را با آ نها قسمت كند. با اين وجود به خبرنگارانى كه براى مصاحبه به او نزديك شدند پاسخ منفى داد و گفت: «نمى توانم صحبت كنم.»
و سرانجام ايران به جام جهانى رسيد
بازار سياه پشت درهاى آزادى
استقلالى ها بازى را كجا تماشا كردند؟

و سرانجام ايران به جام جهانى رسيد
گربه
از قفس پريد!
031593.jpg
ايران يك- بحرين صفر
گربه از قفس پريد
محمد شهرابى
چهارشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۴
ورزشگاه آزادى
چهارچوب: بازى پنجم دور مقدماتى جام جهانى
ايران يك
گل: محمد نصرتى (۴۷)
پاس گل: فريدون زندى
بحرين صفر
اخطار: فريدون زندى، مهدى مهدوى كيا و ستار زارع
داور: كونگ جونگ چول (كره جنوبى)
كمك ها: كيم دائه يونگ (كره جنوبى) و ليوتيه چون (چين)
هوا: صاف
تماشاگر: ۹۰ هزار نفر
بهترين بازيكن: مهدى مهدوى كيا و حسين كعبى
ايران: ابراهيم ميرزاپور، محمد نصرتى، يحيى گل محمدى، حسين كعبى، ستار زارع، جواد نكونام، على كريمى (جلال كاملى مفرد ۸۶)، مهدى مهدوى كيا، فريدون زندى (محمد علوى ۶۵)، وحيد هاشميان و على دايى
سرمربى: برانكو ايوانكوويچ
بحرين: حسن على، محمد حسين، عبدالله مرزوقى، محمود جلال، راشد عبدالرحمن، حسين على، طلال يوسف، سلمان عيسى، محمد عدنان، حسين على حسن، دوايج ناصر
سرمربى: ولفگانگ سيدكا
دوم خرداد، هجده خرداد، … و باز هم هجده خرداد. نام خاتمى با خرداد عجب تناسبى دارد. با دوم خرداد آمد، با هجده خرداد دوران رياست جمهورى اش تمديد شد و حالا در هجده خرداد جلوى چشمان او تيم ملى ايران به جام جهانى رفت. كلمه خرداد در كنار خاتمى براى هميشه در تاريخ ايران جاودانه خواهد شد. او براى فوتبال ايران خوش يمن بوده. ۸ سال قبل وقتى با آرايى خيره كننده رييس جمهور ايران شد، چند ماه بعد تيم ايران به جام جهانى ۱۹۹۸ فرانسه رفت و حالا كه مى خواهد صندلى رياست جمهورى را به نفر بعدى بسپارد با جام جهانى خداحافظى مى كند. او با جام جهانى آمد و با جام جهانى مى رود. حالا حداقل مى تواند قسمتى از سختى هاى اين ۸ سال را فراموش كند.
خستگى از تنش بيرون مى رود و حداقل يك شب با خوشحالى سرش را روى بالش مى گذارد. او آنقدر به استاديوم آزادى نيامد تا اينكه چه شبى آمد! شبى كه ۷۰ ميليون ايرانى بى صبرانه منتظرش بودند.
چهار سال قبل يعنى همان دورانى كه همه از رييس جمهور محبوبشان مى خواستند به استاديوم بيايد و او نيامد، اين بحرينى هاى ناجوانمرد، به كثيف ترين نحو ممكن ايران را بردند و با پرچم عربستان دور افتخار زدند. مردم ايران از همان شب لحظه شمارى مى كردند تا انتقام خود را بگيرند. شب موعود بالاخره فرا رسيد و تيم ايران جلوى چشمان سيد محمد خاتمى، صد هزار تماشاچى و ميليون ها بيننده تلويزيونى از روى بحرين رد شد و به آلمان رسيد.
اگرچه خيلى ها انتظار داشتند ايران جسورانه تر بازى كند، مقتدرانه تر ظاهر شود و بحرين را زير پا له كند اما همين هم براى حريف ذليلى كه بازى را با وحشت شروع كرد، كافى بود. شايد هم نبايد از برانكو بيشتر از اين توقع داشت. او ثابت كرده كه اندازه اش همين قدر است. تا همين اندازه بايد از او انتظار داشت. از مربى يى كه در خانه خودش مقابل تيم هايى مثل كره شمالى و بحرين ضعيف شده فقط تعويض دفاعى مى كند چه توقعى مى توان داشت؟ براى دومين بار پياپى يك مدافع به داد او رسيد تا او با افتخار سينه اش را جلو بدهد و بگويد:
031560.jpg
«من تيم ايران را به جام جهانى بردم.» معلوم نبود اگر محمد نصرتى آن لحظه آنجا نبود چه كسى مى خواست براى ايران گل بزند؟ على دايى كه حتى يك حركت مثبت هم در طول ۹۰ دقيقه انجام نداد؟ وحيد هاشميان كه مجبور بود به جاى دايى هم بدود و در بيست دقيقه آخر ناى راه رفتن هم نداشته باشد؟ على كريمى كه براى چندمين بازى پياپى جزو بدترين بازيكنان ايران بوده؟ يا رضا عنايتى، ايمان مبعلى، آرش برهانى و جواد كاظميان كه به نيمكت و سكوى ورزشگاه ميخ شده اند؟ بازى قبل رحمان رضايى يك گل زد و فقط دفاع كرديم و اين بار جانشين او گل پيروزى ايران را زد. مثل اينكه محمد نصرتى عادت دارد فقط گل هاى حياتى بزند. او سال قبل هم در دقايق اضافى يك گل به عمان زد تا تيم ايران شانس صعود به مرحله دوم جام ملت هاى آسيا را داشته باشد و اين بار هم گل صعود به جام جهانى را زد تا بازگشت دوباره اش را جشن بگيرد. او ديروز جزو بهترين هاى ايران بود. البته بعد از مهدوى كيا و حسين كعبى كه هر دو در نقش فوق ستاره ظاهر شدند و انتخاب يكى از آنها به عنوان بهترين بازيكن ايران كار سختى بود.
امروز اما هيچكدام اينها مهم نيست. مهم اين است كه ما به جام جهانى صعود كرديم. بالاخره بعد از ۸ سال، انتظار مردم ايران به سر آمد. گربه از قفس پريد و دروازه هاى جهانى دوباره به روى بازيكنان اين سرزمين باز شد. ايران بعد از ژاپن دومين تيم صعود كننده به جام جهانى بود و اين مايه غرور است. سلام آلمان، ما آمديم. جهان بايد به پسران اين مرز و بوم خوش آمد بگويد.

بازار سياه پشت درهاى آزادى
هركس بيشتر پول مى دهد بيايد جلو!
فرهاد عشوندى

به رغم اعلام قبلى با برخورد مسؤولان امنيتى با ايجاد بازار سياه جلوى درهاى ورزشگاه اما بليت هاى بازى در بازار سياه به ۵ برابر قيمت معامله مى شد. به گفته يكى از مسؤولان مؤسسه بنياد از ۸۰ هزار بليتى كه براى بازى در نظر گرفته شده بود تنها ۱۶۰ بليت طبقه دوم در شعبه اسلامشهر فروخته نشده بود و ساير شعب تمام بليت هايشان را پيش از سه شنبه شب فروخته بودند و حتى بليت هاى شعبه پيروزى همان دوشنبه شب تمام شده بود. به هر نفر حداكثر سه بليت فروخته مى شود ولى چون مؤسسه نيروى كافى براى شناسايى افراد نداشت آنها مى توانستند چند بار در صف بايستند و بليت بخرند.
به گزارش خبرنگار ايران ورزشى ساعت ۱۶ چهارشنبه و در حالى كه ۳ ساعت تا بازى مانده بود بيشتر سكوهاى طبقه دوم پر از تماشاگر بود و تعداد زيادى از صندلى هاى طبقه اول هم پر شده بود.
اما جمعيت زيادى كه تعدادشان از كسانى كه بليت داشتند هم بيشتر بود پشت درهاى ورودى ورزشگاه مانده و اگر مقاومت پليس نبود به داخل مى رفتند! در اين شلوغى بهترين زمان براى كسانى بود كه بليت بيشتر از نيازشان خريده بودند چون بازار سياه بليت رونق خوبى پيدا كرده بود.
هر بليت قهوه يى كه براى طبقه دوم بود پنج برابر قيمت واقعى و به مبلغ ۲۵۰۰ تومان فروخته مى شد.
بليت هاى آبى و قرمز كه صندلى هاى پشت دروازه ها هستند، ۴۰۰۰ تومان و بليت هاى سبز روبروى جايگاه ۱۰۰۰۰ تومان به فروش مى رفت!
اما نجومى ترين قيمت براى بليت هاى VIP بود. هر بليت زرد رنگ ۳۰۰۰ تومانى حداقل ۲۵۰۰۰ تومان خريد و فروش مى شد.
هر كس فرياد مى زد«بليت  بازى» جمعيت زيادى اطرافش را مى گرفتند و در مزايده فروش بليت، هر كس بالاترين قيمت را پيشنهاد مى داد صاحب بليت مى شد! اين اتفاقات كاملاً واضح و علنى بود و فروشندگان با آرامش كامل و در حضور نيروهاى امنيتى اقدام به فروش بليت مى كردند.
البته تعداد فروشندگان هم آنقدر زياد بود كه امكان برخورد نيروهاى انتظامى با آنها نبود. يكى از مسؤولان نيروى انتظامى حاضر در ورزشگاه مى گفت: »ما مى خواهيم با فروشندگان برخورد كنيم اما به اندازه كافى نيرو نداريم. تعداد آنها خيلى زياد است و مسؤوليت اصلى ما اين است كه نگذاريم كسى بدون بليت وارد ورزشگاه شود. اين ضعف مسؤولان برگزارى بازى است كه به اين سادگى هر كس مى توانست تعداد زيادى بليت بخرد تا بازار سياه ايجاد شود.»
داستان بازار سياه حتى به تمرين عصر سه شنبه تيم ملى هم كشيده شده بود و به گفته شاهدان در پايان تمرين سه شنبه چند تماشاگر كه از كرمان براى تماشاى بازى آمده بودند به سمت دادكان رفتند و گفتند:«بليت هاى بازى تمام شده و در بازار سياه هر بليت ۵ تا ۱۰ هزار تومان فروخته مى شود اما ما پول كافى براى خريد بليت نداريم!» دادكان هم برايشان چند تا بليت فراهم كرد تا آنها هم بتوانند بازى تيم ملى را تماشا كنند.

استقلالى ها بازى را كجا تماشا كردند؟
VIP در منزل!
ايران ورزشى- ديروز همه ايران شده بود چشم و گوش، آنهايى كه بالاجبار نتوانسته بودند چشم به تلويزيون بدهند، گوش به راديو سپردند تا بازى را لحظه به لحظه دنبال كنند، ديروز ايران يك ورزشگاه ۷۰ ميليونى بود، حيف كه آزادى گنجايش بيش از صد هزار نفر را ندارد. ديروز سراغ هر كس را مى گرفتى يا در حال حركت به سوى ورزشگاه آزادى بود يا به سمت منزل مى رفت.
ناصر حجازى ديروز بازى ايران- بحرين را در منزل تماشا كرد. او كنار آتيلا و سعيد رمضانى و ساير اعضاى خانواده بازى را بدون پلك زدن تماشا كرد. اظهار نظر دروازه بان سابق تيم ملى و دو هافبك امروز فوتبال به همراه آتوساى فوتساليست حتماً جالب بوده. ناصر خان گفت: «بعد از برد به خيابان خواهيم رفت. محله شمس آباد در شرق تهران هم در روزهاى جشن ملى عالمى دارد.»
منصور پورحيدرى بازى را كنار على و عسل تماشا كرد. اين دو بوق خود را آماده كرده و پيراهن تيم ملى را كه منصورخان به آنها هديه داده پوشيده و آماده بودند تا داور كره يى سوت پايان را بزند.
منصورخان گفت: «۹۹ درصد برنده ايم و بدون شك بوق عسل و على به صدا درخواهد آمد اما توپ گرد است و ...»
اطراف پارك قيطريه جايى است كه از قبل براى ملاقات تعيين شده است. نصرالله عبداللهى مدافعى كه در جام جهانى ۷۸ آرژانتين عالى بازى كرد ساعت ۵ بعدازظهر به سمت خيابان ولى عصر حدود مسجد بلال حركت مى كرد: «مى روم منزل، دوست داشتم بروم VIP كنار حشمت خان اما خب شلوغ مى شود، بهتر است در منزل بمانيم، در منزل بيشتر از VIP تحويلمان مى گيرند!»
حسن روشن در دبى است. او به باشگاه ايرانيان مى رود تا كنار مجيد توتونچى و سليم پور بازى را تماشا كند. بهتاش، رضا رجبى، چنگيز، مرفاوى، قلعه نويى و اكثر استقلالى ها بازى را از منزل تماشا كردند.
پنج سهميه فدراسيون كه به باشگاه استقلال اختصاص داده شده بود نصيب قريب، اميرى، اوليايى، جويبارى و منزوى شد تا آنها بازى را در VIP معمولى و نه جايگاه ويژه تماشا كنند.
على منصور به آزادى رفت. او «سر»شناس ترين استقلالى ديروز بين هواداران بود! بقيه بازيكنان هم مثل پيروز قربانى، محمود فكرى، صادقى و ... ترجيح دادند كه سمت كارشناسى را براى اعضاى خانواده به عهده گرفته و بازى را از پاى گيرنده هاى خود دنبال كنند.

در لحظه ورود خاتمى بانوان هم به ورزشگاه آمدند!
031563.jpg
ايران ورزشى ـ صداى جيغ و فرياد چند زن فضاى در غربى ورزشگاه را پر كرده است، آمبولانس، آمبولانس خبر كنيد. پايش شكسته، زودتر آمبولانس خبر كنيد.
مأموران سعى دارند بين زن ها و جمعيت حالى ايجاد كنند.نزديك به ۲۰ خانم جوان كه بيشترشان از خبرنگاران شناخته شده مطبوعات هستند با بليت بازى به ورزشگاه آمده اند و مى خواهند وارد استاديوم شوند اماهيچ هماهنگى براى ورود آنها انجام نشده و مأموران جلوى در اجازه ورود به آنها نمى دهند. در درگيرى مأموران با آنها يكى از خانم ها آسيب مى بيند و با آمبولانس به بيمارستان فرستاده مى شود.پرستو دوكوهكى خبرنگار اقبال كه يكى از ۳۰ خانمى است كه به ورزشگاه آمده مى گويد: «خانم عباس قلى زاده از فعالان انجمن زنان در درگيرى با نيروى انتظامى پايش آسيب ديده و او را به بيمارستان مى برند.»او درباره علت حضورشان مى گويد: «آمده ايم كه بگوييم ما زن ها هم حق داريم و چه فرقى بين ما و مردهاست. كار ما قانونى است و حتى با استاندارى تهران مكاتبه كرده ايم و بايد ما را به ورزشگاه راه بدهند.»تمام اين خانم ها پرچم هاى تبليغاتى يكى از كانديداها را به سرهايشان بسته اند و پلاكاردهايى را در حمايت از حقوق بانوان در دست دارند.و اين كار آنها مسؤولان نيروى انتظامى و حراست سازمان را بيشتر تحريك مى كند.مأموران سعى مى كنند به خبرنگاران اجازه نزديك شدن به خانم ها را ندهند و هر چند دقيقه يك بار خبرنگاران را دوره مى كنند اما باز هم خبرنگاران خودشان را مى رسانند. ساعت نزديك ۳۰:۱۷ است كه كاروان تيم ملى وارد ورزشگاه مى شود.
خانم  ها به سمت اتوبوس مى دوند و فرياد مى زنند: «خجالت! خجالت!»
و بعد شعار مى دهند: «ما زنيم انسانيم، شهروند اين دياريم اما حقى نداريم. موانع موجود براى ورود بانوان را رفع كنيد.»شادى صدر هم مى گويد: «ما مى خواستيم در اين حركت نمادين نشان دهيم كه خانم ها هم حق دارند و بايد با آنها برخورد مناسب ترى بشود و خوشحالم كه امروز توانستيم اجازه ورود به ورزشگاه را بگيريم.»چند دقيقه بعد خانم هاى حاضر در ورزشگاه با اسكورت چند پليس اجازه ورود به جايگاه VIP را مى گيرند تا براى اولين بار بانوان با بليت به تماشاى يك مسابقه فوتبال بيايند، مثل همه آقايانى كه در ورزشگاه بودند.در حالى كه همان لحظه محمد خاتمى هم وارد ورزشگاه مى شود و براى اين خانم ها دست تكان مى دهد.

ديدگاه
حق ايران بود كه صعود كند
مجيد جهانپور
فوتبال ما براى بار سوم جهانى شد و اميدوارم بتوانيم در جام جهانى خوب بازى كنيم. اما مسائلى هست كه بايد در اوج اين شادى آنها را ببينيم تا در جام جهانى حضور بهترى داشته باشيم. خوشبختانه بحرين براى سوم شدن آمده بود. آنها اصلاً برنامه و توانايى اجراى يك بازى خوب را نداشتند. بازى آنها سطح فنى پايينى داشت. نكته مثبتى كه به كمك ايران آمد اين بود كه تيم ملى با همان صفر- صفر هم صعود مى كرد و اگر اين طور نبود تيم ملى با روحيه خرابى به رختكن مى رفت. پس از پايان نيمه اول به خاطر اينكه ايران با مساوى هم صعود مى كرد، هم روحيه بازيكنان بالا بود هم روحيه تماشاگران. با شروع نيمه دوم به عنوان يك مربى منتظر اجراى برنامه هايى از تيم بحرين بودم كه البته چيزى نديدم. سانتر زندى و ضربه سر نصرتى يادآور بازى با كره شمالى بود كه دفاع وسط سمت چپ ما گل زد كه در آن بازى رحمان رضايى بود و در اين مسابقه محمد نصرتى. ايران در اين مسابقه سعى مى كرد از سمت چپ بيشتر حمله كند كه اگر بحرينى ها براى راست ايران برنامه ريخته باشند آنها را غافلگير كند. در اوايل مسابقه هم ايران فشار زيادى آورد كه اين فشار ناشى از استرس بازيكنان بحرين بود. بعد از آن بازى تقريباً متعادل بود اما حدوداً به سود ايران جريان داشت كه اين به خاطر تكنيك بهتر بازيكنان ما بود.
بايد از اين فرصت باقى مانده استفاده كنيم و تجزيه و تحليلى از تيم ملى داشته باشيم كه ضعف ها را شناسايى كنيم و براى جام جهانى آماده تر باشيم. البته حق مسلم ما بود كه به جام جهانى صعود كنيم چون واقعاً برتر از كره شمالى و بحرين هستيم.