ميثم بهرامى
مجيد جلالى ديروز در سالن كنفرانس خبرگزارى ايسنا به سؤالات خبرنگاران جواب داد. او مى دانست احتمال پرسيدن هر سؤالى وجود دارد و براى همين خودش را كاملاً آماده كرده بود. جلالى سعى مى كرد زياد به حاشيه نرود: «سعى مى كنم به چيزهايى فكر نكنم كه ذهنيت روشنم از باشگاه پاس را خراب كند.»
جلالى ابتدا از كارهايى كه در باشگاه پاس انجام داده بود صحبت كرد. اينكه دو سال و نيم در پاس بوده و يك سال به عنوان مدير تيم هاى پايه اين باشگاه كار كرده. بعد از آن هم در رأس كادر فنى تيم بزرگسالان قرار گرفته. سرمربى سابق پاس ۳ عامل را براى موفقيت هر فرد برشمرد و گفت حالا كه از پاس جدا شده احساس مى كند هر سه تاى آنها را دارد: «۱-آرامش بعد از كار ۲- سلامتى جسم و روح ۳-عشق به انجام كار. اين سه عامل نشان مى دهد كه فرد موفق بوده يا نه. من احساس مى كنم هر ۳ را دارم. مجموعه كارهايى كه در پاس انجام داده ام موفقيت آميز بوده است.»
جلالى پيش از آنكه خبرنگاران بپرسند، خودش مفصل جواب اين سؤال را داد كه «پاس چرا امسال بد نتيجه مى گيرد؟» او مى دانست سؤال اكثر خبرنگاران همين است و براى همين در مقدمه صحبت هايش اين بحث را باز كرد: «عامل اصلى افت پاس در اين فصل اين است كه ما امسال انگيزه هاى لازم براى ادامه كار را نداشتيم. هميشه براى انجام هر كارى دو نوع انگيزه وجود دارد.
|
|
|
1-تازه بودن انجام آن كار خيلى مهم است چون انسان در انجام هر كار جديدى انگيزه زيادى دارد. ۲- انگيزه هاى مادى گرايانه مثل پول و عنوان و افتخار. عامل اول تأثير بسيار بيشترى دارد چون شما مى خواهيد براى اولين بار يك قله را فتح كنيد. ما پارسال هر دو انگيزه را داشتيم. البته رفتن دوباره يك راهكار آسان ترى است اما مهم اين است كه انگيزه ها را از دست ندهيد. در دومين مرتبه يى كه مى خواهيد يك كار را انجام دهيد، آن انگيزه را از دست داده ايد. البته هدف ما پارسال اين بود كه قهرمان شويم و به هدفمان نيز رسيديم. امسال اما هدف من بسيار بالاتر از قهرمانى ليگ ايران بود كه متأسفانه همه فكر مى كردند به آن چيزى كه مى خواستند رسيده اند و انگيزه ادامه كار را نداشتند. من به فكر شركت در جام باشگاه هاى جهان بودم اما هميشه به چيزى كه فكر مى كنى نمى رسى.»
جلالى بعد از اين صحبت ها منتظر سؤالات خبرنگاران نشست. بعضى جمله ها را طورى مى گفت كه انگار بغض گلويش را گرفته و اشك در چشمانش حلقه زده است.
سؤال و جواب هاى خبرنگاران با جلال را بخوانيد.
نقش برگزارى اين مصاحبه در خبرگزارى ايسنا چيست؟
< شايد هرجاى ديگرى هم كه بود، اين سؤال را مى پرسيديد، ولى ايسنا را به اين دليل انتخاب كردم كه مسائل گذشته ايسنا و ايپنا از بين برود.
پارسال كه قهرمان ليگ شديد نمى خواستيد قراردادتان را تمديد كنيد اما يكدفعه خبر آمد كه در پاس مى مانيد. تحت فشار اين كار را انجام داديد؟
< من به آن چيزى كه تحليل خودم از آينده بود پشت كردم. يك سال كار كرده بودم و مشكلات تيم برايم قابل تجزيه و تحليل بود. من گفتم توان ادامه كار را در خودم نمى بينم اما آن فشارى كه شما مى گوييد، همان حس اعتمادى بود كه مديران پاس به من داشتند و اصرار مى كردند بمانم. با تحليل هاى خودم به اين نتيجه رسيده بودم كه ادامه كار برايم سخت است.
جدايى آقاى محصص به خاطر اختلاف او با باشگاه بود يا شما نخواستيد محصص در تيم بماند؟
< محصص با تمام وجود براى ما كار مى كرد. بعد از بازى با استقلال گفت بهتر است بروم، آن موقع من هم چنين حسى داشتم اما باشگاه با استعفايم موافقت نكرد.
خيلى از كارشناسان مى گويند شكست شما، شكست علم بود.
< اصلاً اين طور نيست كه بگوييم علم شكست خورده. علم راه ميانبرى است براى رسيدن به موفقيت. هركس از اين راه برود زود موفق مى شود. در غير اين صورت بايد راه پرپيچ و خمى را رفت. اگر ديديد من شكست خوردم، علم شكست نخورده. اگر آينده فوتبال را دوست داريم بايد به علم رو بياوريم.
مربى آينده پاس مى تواند مشكلات اين تيم را حل كند؟
< پاس مثل هر تيمى مشكلات مخصوص خودش را دارد. مشكلات تيم ها تا حدودى مشترك است. اما بقيه آنها خصوصى اند و مربيان براى برطرف كردن آنها كار سختى دارند.
مشكلات خصوصى پاس چيست؟
< پاس در مرحله حساسى است. شمردن مشكلات و بازگو كردن آنها نمى تواند به پاس كمك كند.
براى بيرون آمدن شما از پاس لفظ «استعفا» را به كار ببريم يا «اخراج» ؟
< نامه يى كه آقاى آجورلو براى من نوشتند نشان دهنده اعتماد ايشان به من است. ولى به هر حال من استفعا ندادم. من دوبار استعفا دادم كه با هيچ كدام موافقت نشد. يك بار قبل از شروع فصل، يك بار هم بعد از بازى با استقلال در هفته پنجم. بعد از تمرين شنبه همين هفته بود كه آقاى آجورلو به من گفت جمع بندى هيأت مديره اين بوده كه شما ديگر سرمربى تيم نباشيد.
مديرعامل پاس در نامه اش نوشته شما با پاس همكارى مى كنيد. چه سمتى برايتان در نظر گرفته شده؟
< من اين نامه را ننوشتم. بهتر است از خود آقاى آجورلو بپرسيد. البته يك پيشنهادى دادند كه گفتم فعلاً فرصت بدهند.
صحبت هاى خداداد عزيزى اما با نامه سردار آجورلو متفاوت بود.
< خودم اين را باور ندارم. البته آن چيزى كه هفته آخر از خداداد عزيزى ديدم برايم غيرمنتظره بود ولى فكر مى كنم خود خداداد هم مى داند در اين مدت برايش مربى بدى نبوده ام.
خداداد عزيزى هم سهمى در بركنارى شما داشته؟
< نمى دانم.
صحبت هاى خداداد با مطبوعات در روزهايى انجام شد كه بقيه بازيكنان پاس ممنوع المصاحبه بودند.
< روزى كه روى سايت ايپنا مصاحبه خداداد عزيزى را ديدم فهميدم كارم در پاس تمام است. ولى باز هم دليلش را نمى دانم. اينكه واقعاً اين مصاحبه يك سناريو بوده يا نه؟ البته همان روز به آقاى آجورلو گفتم اما ايشان گفت كه اين مصاحبه از پيش تعيين شده نبوده.
چرا اين دفعه آخر شما استعفا نداديد؟
< براى يك باشگاه بزرگى مثل پاس خيلى سخت است كه ۱۴ هفته صبر كند. اگر هفته پنجم استعفايم را قبول مى كردند هم براى باشگاه بهتر بود هم براى من. به قول يكى از دوستانم همين ۱۴ هفته هم زمان زيادى بوده كه تحملم كردند اما براى من اين مسأله است كه اى كاش زودتر استعفايم را قبول مى كردند. با اين وجود كسى را محكوم نمى كنم. چون خيلى از مشكلات را پيش بينى كرده بودم. اگر هم گلايه يى داشته باشم بايد از خودم باشد كه به تحليلم پشت كردم.
اگر الان به تير ماه ۸۳ برگرديم حاضريد با پاس ادامه دهيد؟
< الان هم همان ذهنيتى را دارم كه تير ماه داشتم. تحليل هايى داشتم كه اين مشكلات، مشكلات پايدارى هستند و مى شود با يك تغيير اين مشكلات را برطرف كرد. چون كار جديدى بود كه پاس تجربه آن را نداشت. البته نه تاريخچه باشگاه بلكه منظورم بازيكنان و گردانندگان فعلى پاس هستند.
از بحث خداداد خارج شديم. بالاخره جواب روشنى به سؤالات مربوط به خداداد نداديد.
< اول بايد خود من به يك نتيجه برسم. نمى دانم واقعاً ارتباطى از قبل بوده يا نه.
مى دانيد خداداد در برنامه نود هم گفته «به تاكتيك تيم باختيم» ؟
< خداداد بايد بداند كه هميشه وظيفه يك بازيكن اين است كه به نظرات مربى اش احترام بگذارد، خود خداداد وقتى صحبت مى كند، مى گويد كسوت بايد رعايت شود. او بايد خودش هم كسوت را رعايت كند.
خداداد روز قبل از بازى با ابومسلم مى گفت زانويم درد مى كند. در حالى كه اصلاً اين طور نبود. چه اتفاقى در هتل افتاد؟
< آن روز هيچ مشكلى بين ما نبود. خداداد را در تركيب تيم هم گذاشته بودم اما يك مشكلى پيش آمد كه ايشان رفت. بهتر است چيزهايى كه خصوصى است را باز نكنم.
حالا مى خواهيد استراحت كنيد يا باز هم مربيگرى مى كنيد؟
< در اين يكى دو روز با سى دى قهرمانى پاس حال كردم! فرصت خوبى است كه مطالعه كنم و استراحت. از چند تيم مثل سايپا پيشنهاد داشتم اما جواب هيچ كدام را ندادم.
به شموشك نمى رويد كه با فرشاد پيوس كار كنيد؟
< فرشاد خودش به من زنگ زد و يك ربع اصرار كرد به نوشهر بروم. صد در صد مى روم نوشهر اما براى اينكه به فرشاد سر بزنم. البته خيلى ها با من تماس گرفتند. كاظمى، كربكندى و مربيانى كه الان در ليگ شاغل نيستند. نمى دانيد ميثاقيان كه با من صحبت مى كرد چقدر تحت تأثير اين موضوع بود. اما اولين كسى كه به من زنگ زد مهدى هاشمى نسب بود. در حالى كه پارسال هم در پاس زياد بازى نمى كرد و امسال هم در پاس نبوده.
باز هم دنبال مدرك مربيگرى مى رويد؟
< آن چيزهايى كه در رؤياهاى من هست، فعلاً شايد فقط به ۱۰ درصد آن رسيده باشم. كليد رسيدن به ۹۰ درصد ديگر هم در مطالعه و پشتكار است. من از فدراسيون مى خواهم كه اين امكان را براى مربيان ليگ فراهم كند تا در كلاس هاى مربيگرى شركت كنند. اگر ليگ روز به روز پيشرفت مى كند، مرهون مربيان جوانى است كه در ليگ هستند. پس بايد به آنها بها داده شود. متأسفانه در ايران فقط زمانى به اهميت مربى پى برده مى شود كه تيم مى بازد. آن وقت سريع مربى را عوض مى كنند و تازه مى فهمند نقش مربى چقدر زياد است. اما وقتى تيم برنده مى شود هيچ كس به فكر مربى نيست.
به مربيگرى تيم ملى بزرگسالان فكر كرده ايد؟
< طبيعى است هركس كه مربيگرى مى كند آرزو دارد مربى تيم ملى كشورش شود. البته مربيگرى تيم ملى ايران يك عنوان پرافتخار است اما آن كسى كه مربى تيم ملى مى شود آدم خوشبختى نيست به دليل فشارهاى زيادى كه تجربه نشان داده. بلاژويچ گفته بود مربى تيم ملى بايد پوست كرگدن داشته باشد. مسلماً يك آدم خوشبخت هيچ وقت پوست كرگدن ندارد!