|
{{ديدگاه}}
لذتى كه كشته شد
ساختن سخت است و ويران كردن آسان. تلويزيون ايران ديروز به راحتى و با تدبيرى سنگدلانه ديدارى را كه مى توانست ميليون ها ايرانى را به لذت برساند نابود كرد. ديدارى كه در آن تيم ملى ايران مقابل يكى از بزرگ ترين قدرت هاى فوتبال دنيا ايستاده بود و با تداركاتى كه انجام شده بود همه چيز به نهايت كمال خود نزديك شده بود. ماه ها برنامه ريزى، صدها ميليون تومان هزينه و مسابقه يى كه سرانجام ديدار قرن نام گرفته بود.
اما تلويزيون ايران همه چيز را به راحتى از بين برد و همه آن ميليون ها نفر را از لذت محروم كرد.
سانسور تصاويرى كه اتفاقات آن در ورزشگاه آزادى جلوى چشم يكصد هزار نفر روى مى داد كارى بود كه فقط از سيماى ايران بر مى آمد. اين كه در استاديوم يكصد هزار نفرى آزادى چه حادثه خلاف عفت و اخلاقى حادث مى شد كه براى پنهان كردن آن مى شد با اعصاب يك ملت بازى كرد سؤالى است كه احتمالاً هيچگاه جوابى براى آن پيدا نخواهد شد.
اما حتى اگر براى پاسخ به اين پرسش بشود توجيهى تراشيد قطع كردن صداى استاديوم را نمى شود با هيچ بهانه يى موجه جلوه داد. ۴۵ دقيقه بازى توفانى و ۹۰ دقيقه بازى با شكوه تبديل به يك بازى سرد و بى روح شد فقط براى اينكه تشخيص داده شد صداى اين بازى براى مردم قابل شنيدن نيست و بهتر است به گوش كسى نرسد. صداى بيش از صد هزار تماشاگر پرشورى كه اين بازى را تبديل به يك اتفاق بزرگ كردند.
و در سكوت ناشى از آن تصميم، حرارت مسابقه ايران- آلمان از دست رفت. اين وهن را به كجا بايد برد؟ واقعاً اگر تماشاگران شبكه ZDF در سراسر جهان بفهمند كه ما ايرانيان اجازه پيدا نكرده ايم صحنه هايى از اين بازى را ببينيم و محكوم شده ايم به اينكه اين بازى را بى صداى تماشاگران تماشا كنيم تا خداى نكرده به شوق نياييم، در مورد ما چه فكرى مى كنند؟ و اگر بفهمند كه يك دقيقه بعد از سوت داور تصوير ورزشگاه آزادى قطع شد تا مبادا لحظه تعويض پيراهن دو بازيكن را ببينيم، چه تصورى پيدا مى كنند؟
ديدگاه
احساساتى شديم
بازى با آلمان واقعه بزرگى براى فوتبال ايران بود كه در يكى دو دهه اخير مشابه آن اتفاق نيفتاده است. در اين بازى، كارهاى انفرادى بازيكنان به دور از اهداف گروهى باعث شد ايران انسجام تيمى لازم را نداشته باشد. منظورم على كريمى نيست چون او يك فاكتور بزرگش در مسابقات، حركات انفرادى اش است و حتى مى توانم با جرأت بگويم كريمى در نيمه اول ستاره زمين بود. اما تكروى هاى بازيكنان ايران باعث شد آلمان كه از نظر ساختار تيمى بهتر است برترى پيدا كند.
آلمان سعى داشت با دوندگى كم بازيكنان خود و پاس هاى زياد، بهترين نتيجه ممكن را بگيرد كه به هدفش نيز رسيد. البته گل زود هنگام آلمان، كمك زيادى به كلينزمن كرد تا تيمش بازى را واگذار نكند. قبل از گل اول، آلمان تحت فشار بود و با اين گل توانست بازى تيمى ايران را به هم بريزد. بازيكنان ايران با گل اول كار تيمى را رها كردند و با حركات احساساتى مى خواستند نتيجه را مساوى كنند. البته به لطف همين حركات انفرادى، در نيمه اول فرصت هاى ايران حداقل بيش از دو برابر فرصت هاى آلمان بود.
متأسفانه در اين بازى هم مشكلات متعددى در خطوط مختلف بازى داشتيم. همانطور كه ديديم در صحنه هاى زيادى تعداد مهاجمان آلمان بيشتر از مدافعان ايران بود.
براى شناساندن فوتبال كشورمان به دنيا بايد اين مسابقات را تكرار كنيم و اگر اين كار را انجام دهيم، در آينده بازيكنان در چنين بازيهاى حساسى دچار احساسات نمى شوند.
|